نوشتن، همین و تمام

«نوشته همیشه دری‌ست گشوده به‌سوی رهایی. در عزلت نویسنده نوعی خودکشی هم هست. آدم در عزلت خودش تنهاست و همواره درک‌نشدنی. همواره خطرناک. بله، پاداشی باید آن را که خطر کرد و برون شد و نوشت.»


هنوز دو فصل از کتاب را برایم باقی مانده؛ اما بیخیال می‌شوم و لپ‌تاپ را باز می‌کنم تا چند جمله‌ای بنویسم. به یاد سایت می‌افتم که چند روز است رهایش کرده‌ام به امان خدا و هیچ واژه‌ای در آن‌جا ننوشته‌ام. تا لپ‌تاپ بالا بیاید

ادامۀ نوشته

فوتر سایت

سایدبار کشویی

یک جایی خواندم که آدم اگر هرروز متولد نشود، حتما یک روز در میان می‌میرد. راستش من تصمیم گرفتم گوش به زنگ تولدهای دوباره‌ام باشم اینجا. اینجا در شکریفا.

آخرین مطالب

بایگانی تاریخ خورشیدی