در تعریف رمان…

کریستوف بالائی در مقدمۀ کتاب پیدایش رمان فارسی، در تعریف رمان از میشل بوتور نقل می‌کند: «رمان جلوه‌گاه جامعه‌ای است که متحول می‌شود و به‌زودی جلوه‌گاه جامعه‌ای خواهد بود که از تحولِ خویش آگاه است.»


رمان توالیِ تاریخ است و جغرافیا. درهم‌تنیدگیِ نظام‌های مختلفِ سیاسی و اجتماعی و به‌خصوص ادبی است. من هرگاه رمانی را برای خواندن دست می‌گیرم، از خیالم می‌گذرد که بعد از این کتاب همه‌چیز در نظرم دگرگون خواهد شد. از جمله

ادامۀ نوشته

فوتر سایت

سایدبار کشویی

یک جایی خواندم که آدم اگر هرروز متولد نشود، حتما یک روز در میان می‌میرد. راستش من تصمیم گرفتم گوش به زنگ تولدهای دوباره‌ام باشم اینجا. اینجا در شکریفا.

آخرین مطالب

بایگانی تاریخ خورشیدی