در حکایت روزانه‌نویسی‌ها و شبانه‌نویسی‌ها

روزانه‌نویسی‌ها را باید روزها نوشت و شبانه‌نویسی‌ها را هم شب‌ها. خب این قانون است. آخر روز طولانی‌تر است و قصه‌اش هم درازتر است. اما نیمی از شب را می‌خوابیم و و به‌تبع کوتاه‌تر است. پس واژه‌هایی را که برای شب‌ها انتخاب می‌کنیم باید کوتاه‌تر و خلاصه‌تر باشند. من شبانه‌نویسی‌ها را می‌نویسم چون از هراتفاقی می‌توانم یکی‌دو خط بنویسم. البته باید بتوانم در آن یکی‌دو همه‌چیز را بگویم.


شبانه‌نویسی‌ها می‌توانند درباره‌ی هراتفاق بزرگ و کوچکی باشند. حتی قصه‌ی روزها و ماه‌ها

ادامۀ نوشته

از اتفاقات بزرگ، کوتاه بنویس.

«در پس هر جملۀ کوتاه، ماجرایی هست؛ اما نقل آن ماجرا جادوی جمله را از بین می‌برد.»


این جمله را در شاهین‌بلاگ خوانده‌ام. آدم وقتی طولانی‌ترین اتفاقات را توی یک جمله حلاصه کند، در اصل جادو کرده. من هم چند روزی‌ست که چرندترین اتفاقات زندگی‌ام را توی یکی‌دو خط می‌نویسم و قبل از خواب منتشر می‌کنم. البته توی اینستاگرام. هرچند اینستاگرام فضای خوبی برای محتواهای خواندنی نیست؛ اما من این کوتاه‌نویسی‌های شبانه را دوست دارم. خوشایند است. باعث می‌شود

ادامۀ نوشته

فوتر سایت

سایدبار کشویی

یک جایی خواندم که آدم اگر هرروز متولد نشود، حتما یک روز در میان می‌میرد. راستش من تصمیم گرفتم گوش به زنگ تولدهای دوباره‌ام باشم اینجا. اینجا در شکریفا.

آخرین مطالب

بایگانی تاریخ خورشیدی