چگونه بیکاری برای تو کار می‌آفریند؟

شکریفای عزیز،

برای من نوشته بودی که بیکار ماندن ذهنت را به آشفتگی می‌کشاند. گفته بودی حالا که هیولای روزمرگی روزهایت را درنوردیده، نمی‌دانی چگونه خودت را آرام نگه داری.

شکریفای عزیز با من صادق باش. آیا لحظاتی که کاری نه چندان حیاتی و مهم برای انجام دادن داری، بهره‌وری‌ات بالا می‌رود؟

یا اینکه وقتِ بسیاری را صرفِ فضای مجازی و این آشفته‌بازار می‌کنی؟

آه می‌دانم. از جذابیت و سرگرمی‌های ناتمام فضای مجازی که بسیار هم این روزها برایمان عادی شده خبر دارم. می‌دانم گوشی دست گرفتن و دیدن استوری‌های دوستان، جذاب‌تر است از خواندن دو صفحه کتاب. این‌ها را قبول دارم.

اما شکریفا، چطور است با بیکار ماندن سرِ خودت را گرم نگه داری؟ نه؟

اینطور که نیم‌ساعت از روز را، بدون اینکه موسیقی را پلی کنی یا کتابی دست بگیری، بنشینی و دست روی دست بگذاری و به سعی کنی به ذهنت آرامش تزریق کنی. نه؟

می‌دانم. به خیالت وقت تلف کردن است؛ اما قربانت شوم، موبایلت را دست بگیری و استوری‌ها را ببینی بهتر است، یا خودت را دور از آن فضا برای اتفاقی زیباتر آماده کنی؟

می‌پرسی چطور؟

خوب وقت‌هایی که بیکار می‌مانی و ذهنت درگیر هیچ اتفاقی نیست، ایده‌ها به‌سمت تو روانه می‌شوند. در آن لحظه خودت را برای آمدن ایده‌ها آماده کرده‌ای و آن‌ها که در آسمان پخش‌اند، به‌سوی تو پرواز می‌کنند و آن وقت است که بیکاری را به اتمام می‌رسانی و می‌دوی تا با انرژیِ تمام مشغول به کاری می‌شوی که بسیار دوستش می‌داری.

بله شکریفا، رازش تنها همین است.

همین که به خودت اجازه دهی بیکاری برای تو کار بیافریند.

دیدگاه خود را بنویسید:

آدرس ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد.

فوتر سایت

سایدبار کشویی

یک جایی خواندم که آدم اگر هرروز متولد نشود، حتما یک روز در میان می‌میرد. راستش من تصمیم گرفتم گوش به زنگ تولدهای دوباره‌ام باشم اینجا. اینجا در شکریفا.

دسته‌ها

بایگانی تاریخ خورشیدی