فکر می‌کنیم یا نه؟

تفکر جمعی

دکتر فرزاد از تفکرِ جمعی می‌گفت. نظرش این بود که آدم‌ها در کنار هم و با تفکرات جمعی می‌توانند به اندیشه‌های راه‌گشایی دست یابند. موافقم؟ نمی‌دانم.

آن‌قدرها در این باره نمی‌دانم اما یک نکته در تفکر جمعی برای من جالب است و ذهنم را مشغول کرده. آن هم اینکه آیا تفکرِ جمعی، به آن معنای سازنده و اثربخش، نیازمند تفکرِ فردیِ درست نیست؟

اینطور تصور ‌کنیم در جمعی یا گروهی که برای چند ستون از روزنامه‌ای دورِ هم جمع شده‌اند، یکی از افراد نظری متفاوت از دیگران داشته باشد. چیزی بگوید که دیگران تا پیش از آن توجهی به آن نمی‌کردند و همین باعث اختلافاتی میان آن افراد شود.

به همین فکر می‌کردم. تفکرِ جمعی لزوما نمی‌تواند کاری گروهی باشد که آخر هم با جنگ و دعواهای فراوان و قهر و دلخوری‌های بچگانه بی‌نتیجه رها شود. در این صورت می‌شود گفت تفکری شکل نگرفته. نه به صورت فردی و نه به صورت جمعی.

حال آنکه ما در این روزگار اصلا فکر نمی‌کنیم. چند دقیقه از روز را فقط فکر می‌کنیم؟ چقدر از وقت‌مان را به این اختصاص می‌دهیم که موثرتر فکر کنیم، به قول آن بازیگر معروف حتی به غلط؟ مگر نه این که همه‌چیز در ذهن ما می‌گذرد و سنگین و سبک کردن اتفاقات و حتی پذیرفتن یا نپذیرفتن‌شان به فکر کردن نیاز دارد؟

تفکرِ جمعی؟ نه نه، اشتباه نکنیم. هنوز برای دسته‌جمعی فکر کردن و به نتیجه‌های اساسی رسیدن زود است. و اگر در چنین حالتی تفکر کنیم که بعید می‌دانم نام‌اش تفکر باشد، مستحق نتیجه‌ای جز شکست نیستیم. به قول استادی: «نقشه را نداریم آن وقت باروبندیل‌مان را جمع می‌کنیم.»

دیدگاه خود را بنویسید:

آدرس ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد.

فوتر سایت

سایدبار کشویی

یک جایی خواندم که آدم اگر هرروز متولد نشود، حتما یک روز در میان می‌میرد. راستش من تصمیم گرفتم گوش به زنگ تولدهای دوباره‌ام باشم اینجا. اینجا در شکریفا.

دسته‌ها

بایگانی تاریخ خورشیدی