روایت‌ها

ایده تماما برای محدثه بود. اجرای ایده هم با محدثه بود. من منتظر ماندم تا همه‌چیز روبه‌راه شود و فقط از دور لبخند زدم. نوشته‌ها را فرستادم و قرار شد محدثه آن‌ها را به یک کتابچه تبدیل کند. تکمیل که شد، تهِ دلم آرامش نشست و خدا را شکر کردم.


این کتابچه روایت‌های من است و محدثه و شیرین. پر از واژه است. واژه‌ها را می‌شناسید؟ تمام تلاشِ ما هم همین است دیگر. همین که واژه‌ها را بشناسیم و با آن‌ها دنیای دیگری بسازیم. کاش بتوانیم روی کاغذ زندگیِ تازه‌ای خلق کنیم.

کتابچه را از اینجا بخوانید.

دیدگاه خود را بنویسید:

آدرس ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد.

فوتر سایت

سایدبار کشویی

یک جایی خواندم که آدم اگر هرروز متولد نشود، حتما یک روز در میان می‌میرد. راستش من تصمیم گرفتم گوش به زنگ تولدهای دوباره‌ام باشم اینجا. اینجا در شکریفا.

آخرین مطالب

بایگانی تاریخ خورشیدی